هوش هیجانی در سالمندان

89 ۰

مفهوم بهزیستی  روانشناختی

در طول چند دهه اخیر، علاقه‌مندی به ارزیابی، پیگیری، بهبود کیفیت و سلامت زندگی سالمندان در بین پژوهشگران در سراسر دنیا به هدفی مهم تبدیل شده است. یکی از دیدگاه‌هایی که در این زمینه پژوهش‌های زیادی را به خود معطوف کرده است، روان‌شناسی مثبت است. این چشم‌انداز جدید پیری‌شناسی در تضاد با دیدگاه عمدتاً منفی از سالمندی است که تمرکز مطالعات را در زمینه‌های آسیب‌شناسانه مرتبط با بالا رفتن سن می‌داند.
اگرچه هیجان‌های مثبت متعددی در حوزه هیجانی مرتبط با انسان وجود دارد اما شاید بتوان گفت که مهم‌ترین آن‌ها شادکامی یا بهزیستی روان‌شناختی است. بهزیستی روان‌شناختی مفهوم گسترده‌ای است که سطح بالای تجارب هیجانی خوشایند، سطح پایین تجارب خلقی منفی و سطح بالای رضایت از زندگی را دربر می‌گیرد.

مثبت اندیشی

سالمندان با احساس بهزیستی بالا، هیجان‌های مثبت بیشتری را تجربه می‌کنند و از گذشته و رویداد‌ها و حوادث پیرامونشان ارزیابی مثبتی دارند. درنتیجه فرد برای پیشگیری و مقابله با مشکلات، تجهیزات روانی بیشتری دارد. در حالی که سالمندان با احساس بهزیستی پایین، افسردگی و اضطراب بیشتری را تجربه می‌کنند.
بر اساس برخی مطالعات، مؤلفه‌های هوش هیجانی پیش‌بین عمده‌ای برای شاخص‌های بهزیستی روان‌شناختی به شمار می‌آید. یکی دیگر از عوامل مهم مؤثر بر بهزیستی روان‌شناختی، مهارت‌های اجتماعی است. مهارت‌های اجتماعی از ویژگی‌های متمایز فردی است که می‌تواند تأثیر عمیقی بر ماهیت تعامل سالمندان با دیگر افراد و نیز بهزیستی روان‌شناختی آن‌ها داشته باشد. در مقایسه با پیامد‌های منفی کمبود مهارت‌های اجتماعی، توجه کمتری به مفید بودن و کسب مهارت‌های اجتماعی بالا شده است.

تأثیر مهارت های ارتباطی بر بهزیستی روانی

با توجه به اینکه با افزایش سن به دلیل مشکلات جسمی، ناتوانی‌های ایجادشده در اثر کهولت و دور شدن از اجتماع، برخی از مهارت‌های ارتباطی کاهش می‌یابد و کاهش مهارت‌های ارتباطی منجر به افزایش احساس تنهایی و به تبع آن کاهش بهزیستی روانی می‌‌شود، می‌توان پیش‌بینی کرد میزان مهارت‌های ارتباطی در سالمندان پیش‌بینی‌کننده معناداری برای میزان بهزیستی روانی آن‌هاست.
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۲ پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۵۰ جمعیت افراد بالای ۶۰ سال در جهان دو برابر شود؛ به طوری که از ۱۱ درصد به ۲۲ درصد و از ۶/۵ میلیون به ۱۲ میلیون برسد. نتایج سرشماری عمومی در کشور ایران نشان می‌دهد جمعیت سالمندان طی سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۹۰ نزدیک به ۴ برابر شده است. در سرشماری سال ۱۳۹۰ جمعیت سالمندان بالای ۶۰ سال، ۸/۱ درصد از کل جمعیت کشور را دربر داشته است. نکته قابل توجه آن است که برای بسیاری از این افراد سال‌های آخر عمر دوره انزوا، آزردگی و کاهش نقش‌های اجتماعی تلقی می‌شود.

مشارکت سالمندان به عنوان قشری سرشار از تجربه در سطح اجتماع رو به کاهش است و از حضور فعالانه افراد سالمند در بطن جامعه کاسته می‌شود. این مسائل باعث می‌شود سالمندان در سطح اجتماع کمتر احساس امنیت کنند و با افزایش احساس افسردگی، انزوا و تنهایی، سلامت روان آن‌ها به خطر افتد. بنابراین باید در پی راهکارهایی بود تا بتوان سالمندان را دوباره به اجتماع بازگرداند و علاوه بر نیاز‌های جسمی، به نیاز‌های اجتماعی و روانی آن‌ها نیز پاسخ گفت.
به دلیل ماهیت جدی مشکلات روانی و آسیب‌های مرتبط با آن در جامعه سالمندان، پژوهش‌های بیشتر در زمینه عوامل مثبت و منفی مرتبط با سلامت روان‌شناختی این گروه از جامعه مورد نیاز است تا بتوان مداخله‌های مؤثری برای افزایش بهزیستی این افراد فراهم کرد.

نوشته مرتبط

Leave a comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *