اخبار سالمندان و بازنشستگان

logo-transparent

استخدام کارگر به شرط سالمندی!

رضا بنفشه‌خواه از بازیگران پیشکسوت سینما و تلویزیون ایران است که تا‌به‌حال از او سریال‌هایی چون باغچه مینو، پشت‌کنکوری‌ها، آژانس‌ دوستی، مزدِ ترس و ماجراهای آقای خیرخواه را دیده‌ایم. هنردوستان، اسم اعضای خانواده بنفشه‌خواه را در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف زیاد شنیده‌اند. بیژن بنفشه‌خواه پسر کوچک اوست که در سریال‌های طنز، خوش درخشیده است. محمود برادر رضا بنفشه‌خواه نیز یکی از بازیگران قدیمی بود که ۹ سال پیش دار فانی را وداع گفت. موضوع گفت‌وگوی ما با رضا بنفشه‌خواه بیشتر درباره بازنشستگی و فعالیت هنری او به‌عنوان یک کارمند است.

شما بازنشسته وزارتخانه «کار و امور اجتماعی» هستید. از کارتان در این وزارتخانه برایمان بگویید و اینکه در چه قسمت‌هایی مشغول به کار بوده‌اید؟
حتما می‌دانید که قبلا چند وزارتخانه با موضوعات کار، امور اجتماعی، رفاه، تعاون و… داشتیم که الان همگی در یک وزارتخانه با نام «تعاون، کار و رفاه اجتماعی» تلفیق شده‌اند.
من در بخش‌های مختلف وزارتخانه‌ای که قبل از انقلاب «کار و امور اجتماعی» نام داشت، کار کردم و آنجا سمت‌های مختلف داشتم. از اندیکاتورنویسی و بایگانی شروع کردم و سپس کارشناس اداره کل اتباع خارجی شدم. آنجا به خارجی‌ها پروانه کار می‌دادیم. مدتی هم کارشناس رسیدگی به شکایت‌های کارگران از کارفرماها بودم.
 
در این وزارتخانه فعالیت هنری هم داشته‌اید؟ 
وزارت کار یک مرکزی داشت که آن موقع وظیفه‌اش آموزش هنری کارگران بود. این اداره زیر نظر اداره تربیت بدنی کار می‌کرد. الان نمی‌دانم چنین موسسه‌ای هست یا نه. من بعد از اینکه کارمند وزارت کار شدم، فرصت نکردم سراغ کار هنری بروم. هفته‌ای دو شب بعد از کار اداری به مرکز آموزش هنری کارگران می‌رفتم و برای کارگران گویندگی و فن‌بیان تدریس می‌کردم.
مدتی هم قبل از انقلاب، تلویزیون برنامه‌ای به نام «کار و کارگر» داشت. این برنامه از ساعت ۱۲ و نیم تا یک بعد از ظهر از شبکه یک پخش می‌شد. آن زمان تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت. آنجا نمایش‌نامه‌های کوتاهی می‌نوشتم و کارگردانی می‌کردم؛ حدود سه، چهار دقیقه بود. در این برنامه کارگران را با یکی از ماده‌های قانون کار آشنا می‌کردیم. مثلا یک کارگری پیش مدیر کارخانه می‌آمد و می‌گفت من ۱۰روز مرخصی می‌خواهم. مدیر می‌گفت تو که مرخصی‌هایت را گرفته‌ای. مگر نمی‌دانی طبق ماده «۴» ماهی ۲۴روز بیشتر مرخصی نداری؟ الان تمام ۲۴ روزت را رفته‌ای. این طوری کارگر با ماده «۴» قانون کار آشنا می‌شد.
 
قبول دارید که الان هم بسیاری از کارگران با حقوقشان آشنا نیستند؟
بله. دقیقا. خیلی از کارگران نمی‌دانند که حق مسکن و خواربار دارند. با خسارت اخراج آشنا نیستند. نمی‌دانند که چطور می‌شود از مرخصی استعلاجی یا بیمه بیکاری استفاده کرد.
 
چگونه کارمند وزارت کار آن زمان شدید؟
سازمان امور اداری و استخدامی کشور امتحانی برگزار کرد که من در آن شرکت کردم. قبل از آن تئاتر کار می‌کردم و بازیگر تئاتر بودم. من در  «هنرکده آناهیتا» درس تئاتر خوانده بودم، اما آن زمان از بازیگری نمی‌شد پولی درآورد. این کار درآمدی نداشت که بتوانم با آن، زندگی‌ام را بچرخانم. برای همین کارمند وزارت کار شدم.
 
چه زمانی بازیگری برای شما جدی شد؟
بعد از بازنشستگی در سن چهل‌ سالگی، وقتم آزاد شد و توانستم دنبال علاقه‌ام بروم. من سال۱۳۶۲ بازنشسته شدم. آن‌هایی که در هنرکده هنرپیشگی «آناهیتا» هم‌دوره من بودند، گفتند حالا که فرصت داری بیا با ما همکاری کن. ابتدا در چند نمایش تئاتر بازی کردم. بعد از آن، نوبت به سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌های سریالی رسید.
اولین سریالی که بازی کردم «مخمصه» نام داشت و آن زمان من چهل ساله بودم. یک سال بعد، فیلم «مکافات» را بازی کردم که در سینماها اکران شد.
 
برای شما بازیگری سخت‌تر است یا کارمندی؟
مسلما بازیگری سخت‌تر است، اما من عاشق بازیگری هستم. وقتی کارمند بودم، روزی هشت ساعت پشت‌میز می‌نشستم و جواب ارباب‌رجوع را می‌دادم. اما وقتی در نقشی فرو می‌روم احساسم این است که دارم از فرصت و وقتم استفاده مفیدتری می‌کنم.
 
شما چه تعریفی از دوران بازنشستگی دارید؟
خیلی‌ها فکر می‌کنند بازنشستگی پایان زندگی است، در حالی که من زندگی‌ام را بعد از بازنشستگی شروع کردم. خیلی‌ها را می‌شناسم که پس از بازنشستگی دنبال هنر خوشنویسی، نویسندگی و نقاشی رفته‌اند. خیلی‌ها سراغ کارهای اداری رفته‌اند. یعنی شرکت‌ها و کارخانه‌ها از تجربیات این افراد استفاده کرده‌اند، ولی برخی فکر می‌کنند بازنشستگی معادل خانه‌نشینی است.
 
الان که وارد دوران سالمندی شده‌اید، ورزش و تغذیه‌تان نسبت به گذشته تغییری کرده است؟ 
رشته ورزشی من ژیمناستیک بوده که هنوز هم ادامه‌اش می‌دهم. رشته ژیمناستیک نرمش‌هایی دارد که خیلی برای بدن مفید است. تغذیه من فرقی نکرده است. کلا آدم کم‌غذایی هستم.
 
الان مشغول چه کاری هستید؟
آقای سید جواد هاشمی یک فیلم سینمایی به نام «شهر گربه‌ها» را می‌سازد. من در آن فیلم، نقشی دارم که هنوز نوبتم نشده است. حدود بیست روز پیش این فیلم کلید خورده است. در این فیلم نقش یکی از گربه‌ها را بازی می‌کنم. مخاطب این فیلم، کودک و نوجوان است.
نقشی هست که دوست داشته باشید در آینده آن را بازی کنید؟
اگر درباره فردوسی فیلمی بسازند دوست دارم نقشش را بازی کنم. شخصیت کوروش کبیر و یعقوب‌ لیث را هم دوست دارم بازی کنم.
شما بیش از هر بازیگر دیگری نقش محمدرضا شاه پهلوی را بازی کرده‌اید. در این رابطه توضیح بدهید.
من چهار بار نقش محمدرضا شاه را در سریال‌های «فراموش‌خانه»، «شب‌چراغ»، «عبور از تاریخ» و «چرخ گردون» بازی کرده‌ام. در یک فیلم دیگری هم قرار بود من نقش محمدرضا شاه را بازی کنم، چون نتوانستم سر آن کار بروم مرحوم گیتی‌جاه به‌جای من بازی کرد. گریمورها معترض شده بودند که اگر «بنفشه‌خواه» می‌آمد، گریمش سریع‌تر انجام می‌شد. 
رابطه‌تان با کتاب‌خوانی چطور است؟
من معتقدم هر کتابی به یک بار خواندنش می‌ارزد. با خواندن هر کتاب ممکن است چند لغت جدید یاد بگیرید. این خودش باعث بالارفتن سواد و دانش آدم می‌شود. در کنار بازیگری «کتاب‌فروشی» هم جزء شغل‌های موردعلاقه من بود که چون سرمایه این کار را نداشتم به سمتش نرفتم. کتاب نسبت به سینما دانش مردم را بیشتر افزایش می‌دهد. ولی مردم به سینما بیشتر از کتاب علاقه دارند. متاسفانه در کشورمان کتاب‌خوان خیلی کم داریم. خودم کتاب‌های تاریخی را زیاد دوست دارم. مخصوصا راجع به تاریخ دوران قاجار زیاد می‌خوانم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *