اخبار سالمندان و بازنشستگان

logo-transparent

سالمندان و احساس تنهایی

احساس تنهایی به صورت وضعیت روانی ناتوان‌کننده و نارسایی و ضعف محسوس در روابط بین‌فردی توصیف می‌شود که نتیجه آن احساس غمگینی، پوچی، تأسف و حسرت است.

عوامل و عوارض احساس تنهایی در سالمندان

در نیمه دوم قرن بیستم و ابتدای قرن بیست‌ویکم به دلیل افزایش امید به زندگی و کاهش تدریجی میزان موالید، جمعیت سالمندان در تمامی کشورها از جمله ایران روبه‌افزایش بوده است. با افزایش سن و آغاز سالمندی، افراد به‌تدریج برخی از کارکردهای فیزیولوژیک و روانی‌اجتماعی خود را از دست می‌دهند. محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی، سالمندان را برای ابتلا به افسردگی مستعد می‌کند و سبب افزایش احساس تنهایی در آن‌ها می‌شود.
احساس تنهایی به صورت وضعیت روانی ناتوان‌کننده و نارسایی و ضعف محسوس در روابط بین‌فردی توصیف می‌شود که نتیجه آن احساس غمگینی، پوچی، تأسف و حسرت است. در واقع احساس تنهایی ناتوانی در برقراری و حفظ روابط رضایت‌بخش با دیگران است که باعث تجربه حس محرومیت می‌شود. شواهد نشان می‌دهند که احساس تنهایی پدیدهای گسترده و فراگیر است و ۲۵ تا ۵۰ درصد کل جمعیت بیش از ۶۵ سال آن را تجربه می‌کنند. همچنین احساس تنهایی بین سالمندان ساکن آسایشگاه بیش از سالمندانی که با اعضای خانواده زندگی می‌کنند، گزارش شده است. پژوهش‌های انجام‌شده در خصوص ارتباط احساس تنهایی و سلامت جسمی و روانی نشان می‌دهند که احساس تنهایی جنبه‌های گوناگون زندگی اجتماعی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. احساس تنهایی باعث زوال عقل و رفتار و افکار خودکشی‌گرا  می‌شود و پیش‌بینی‌کننده علائم افسردگی است.
کمبود روابط اجتماعی احساس تنهایی در دوره سالمندی در اثر کمبود روابط اجتماعی ایجاد می‌شود و این سالمندان را برای ابتلا به افسردگی مستعد می‌کند. در واقع احساس تنهایی و افسردگی حالت‌های ناخوشایند و آزارنده‌ای هستند که با هم همپوشی دارند. افسردگی یکی از اختلالات شایع روان‌پزشکی در سالمندان است. تحقیقات نشان داده‌اند که افسردگی سالمندان در آسایشگاه شایع است.
باتوجه به اینکه پاسخ‌های عاطفی افراد تحت تأثیر شناختشان است و از آنجا که بسیاری از افراد با سبک تفکرشان با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند، این موضوع می‌تواند به تعصب در ارزیابی و قضاوت درباره رویدادها و مسائلی به دلیل تحریف‌های شناختی منجر شود.
نظریه شناختی مشکلات روانی را ناشی از فرایندهایی چون تفکر معیوب، استنباط‌های غلط بر پایه اطلاعات ناکافی یا نادرست و ناتوانی در متمایز کردن خیال از واقعیت می‌داند.
افسردگی نیز به عنوان یکی از مشکلات شناختی به دلیل تعبیر سوگیری‌شده رویدادها از سوی فرد شکل می‌گیرد.
تفکر قطعی نگر تحریف‌های شناختی افکار و ایده‌های نادرستی هستند که موجب فکر منفی و نگهداشتن احساسات منفی می‌شوند یکی از تحریفات شناختی بسیار مهم، تفکر قطعی‌نگراست. در این نوع تفکر، فرد رویدادی را به طور قطعی برابر با چیز دیگری در نظر می‌گیرد. برای مثال فردی که در آزمون کنکور رد شده است، این رویداد را برابر با بدبختی تفسیر می‌کند و هر نوع احتمال دیگر را نادیده می‌گیرد.
بنابراین می‌توان گفت که تحریف شناختی تفکر قطعی‌نگر که در اثر انعطاف‌ناپذیری شناختی در ذهن ظاهر می‌شود، یکی از دلایل مهم افسردگی ، احساس تنهایی و دیگر ناسازگاری‌های روانی است. در واقع تفکر قطعی‌نگر می‌تواند ریشه احساس ناامیدی و درماندگی باشد که باعث دیدگاه منفی به خود و آینده می‌شود. اعتقاد بر این است حذف این تحریفات و افکار منفی منجر به بهبود خلق‌وخو و کاهش شدت اختلالاتی از قبیل افسردگی و اضطراب مزمن می‌شود.
عوارض تفکر قطعی نگر مطالعات نشان می‌دهد که تفکر قطعی‌نگر رابطه نزدیکی با دیگر متغیرهای روانی از جمله  افسردگی و احساس تنهایی ، افسردگی و رضایت زناشویی، افسردگی و سلامت روان، مهارت‌های ارتباطی، امید به زندگی و اضطراب دارد. از این رو تفکر قطعی‌نگر بیشتر در افراد، با انزوای اجتماعی و افسردگی بیشتری همراه است و از طرف دیگر مهارت‌های ارتباطی و امید به زندگی کمتری را پیش‌بینی می‌کند. وجود روایی همگرا بین پرسش‌نامه تفکر قطعی و پرسش‌نامه افسردگی و ارتباط مثبت بین این دو متغییر نیز پیش‌بینی افسردگی از روی تفکر قطعی‌نگر را بیشتر میسر می کند.

منبع: مجله سالمندی ایران

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *